۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

زمانی برای کشتار!

نزدیک به بیست و دو سال پیش خمینی رهبر سیاسی وقت جمهموری اسلامی .که از بیماری قلبی رنج میبرد. و مرگ خود را نزدیک میدید. آماده خالی کردن کشور از افراد مخالف حکومت و سیاسیون مخالف و چپ اندیشان شد. او ادامه حیات حکومت را در این دید که تمام مخالفان باید سرکوب شوند. و صدای مخالف در هیچ یک از نقاط ایران به گوش نرسد.این گونه بود که کشتار عظیم تابستان سال ۱۳۶۷ رغم خورد. برآورد ها بر این است که بین دوهزار و پانصد تا پنج هزار نفر اعدام شدند. این سیل خون باعث غرق شدن صداهای شد که جدای این افراد هنوز سخن نگفته بودند.اینگونه بود که ایشان با دلی آرام و قلبی مطمئن چشم از جهان فرو بست و حکومتی که هیچ صدای مخالفی ازدرون آن بیرون نمی آمد. را به رهبر بعدی گذاشت.
جناب خامنه ای رهبر بعدی جمهوری اسلامی کاری سخت در پیش روی داشت . صدا های خفه شده بعد از کشتار سال ۶۷ که آن زمان در خانه های خود کودکانی داشتند و آن کودکان با نگرش پدران خود پرورش می یافتند. در ده ۷۸ تا ۸۸ خود را نشان دادند. که وسیع ترین آن بعد از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ بود. جمعیت فراوان و وسعت کشوری مخالفت ها کاری سنگین بر دوش رهبر جمهوری اسلامی گذاشته. زیرا تعداد زیاد افراد ، کشتاری وسیع تر و سریع تر می طلبد . از این رو سال ۸۸ با اینکه خطر دوباره حضور مردم در صحنه میرفت . زمان شروع دادن احکام اعدام بود. و این شد که کشتار و اعدام به دلایل واهی برای پاک سازی کشور در سال ۸۹ به اوج خود برسد. حال باید اندیشید که چه مقدار برگ ریزان لازم است که دوباره صداها را غرق کند. و رهبری حکومت را به دست نفر بعدی با دلی آرام و قلبی مطمئن برساند.
و اینجاست که شاملو میگه :
کوچه ها باریکن دکونا بسته س/خونه ها تاریکن تاقا شکسته س
از صدا افتاده تار و کمونچه/مرده می برن کوچه به کوچه
نیگا کن مرده ها به مرده نمی رن /حتی به شمع جون سپرده نمی رن
شکل فانوسی ین که اگه خاموشه/واسه نفت نیست /هنو یه عالم نفت توشه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر