۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

اعتراف میکنم!

در دوستی هایم هیچگاه پشت دوست هایم را خالی نکرد.اما پیش آمد که پشتم خالی شود و میدانم چه حسی دارد.ولی در حال حاضر پشت بهترین همراهانم را که در خطر و شرایط سخت پشتم را خالی نکرد خالی کردم.عزیزیانی که شما ها میشناسید.در خیابان ها کتک خوردند.به خانه هایشان حمله شد، فرزندانشان به اوین بردند از کار بیکار شدند، کتک خوردند و حال با زنانشان معلوم نیست در کدام ناکجا آباد اسیر هستند. من شرایطی که آنها در آن بودند و پشت ما ماندند را درک نکردم و فکر میکردم وظیفه شان است. حال همان کاری که آنها کردند را باید بکنم که وای برمن.از شرایطی ترسیدم که بدتر از آن را آنها چشیدند و استقامت کردند.تف به من.اعتراف میکنم:که لیاقت همراهی و دلسوزی شما را من نداشتم کروبی و موسوی گرامی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر